السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
491
تفسير الميزان ( فارسي )
مىشود . خلاصه كلام اينكه اين عبوديت معنايى است كه ريشه آن در مجتمعات بشرى نيز هست ، اكنون بايد در اين ريشه بحث و نظر كرد و ديد كه به چه جهت بعضى از افراد بشر بعضى ديگر را بنده خود گرفتهاند ؟ 2 - برده گيرى و اسباب آن : تا آنجا كه تاريخ بشريت نشان مىدهد از زمانهاى قديم تا حدود هفتاد سال قبل مساله برده گيرى و خريد و فروش افرادى از جنس بشر به نام « غلام » و « كنيز » مساله اى دائر و معروف در بين مجتمعات بشرى بوده ، و شايد امروزه هم در بين بعضى از قبائل دور افتاده و عقب مانده آفريقا و آسيا معمول باشد ، و اين مساله همانطور كه گفتيم آن قدر سابقه دار و قديمى است كه نمىتوان ابتدايى تاريخى براى آن پيدا كرد ، ولى تاريخ اين معنا را نشان مىدهد كه مساله بردگى داراى نظام مخصوصى در ميان همه ملتها بوده و مقررات مخصوصى داشته است . و معناى اصلى آن اين بوده كه انسان در تحت شرائط مخصوصى آزاديش سلب شده و به صورت متاعى كه قابل ملكيت است مانند ساير اجناس و متاعهايى كه به مالكيت درمىآيد از قبيل حيوانات و نباتات و جمادات درآيد ، و معلوم است كه اگر انسانى مملوك شد ديگر اختيارى از خود ندارد ، چون اعمال و آثار او نيز به ملكيت غير درآمده و آن غير هر طورى كه بخواهد مىتواند در اعمال و آثار او تصرف كند اين آن سنتى بوده كه گفتيم ملتها در بردگان اجرا مىكردهاند ، چيزى كه هست بايد گفت مساله برده گيرى متكى به اراده جزافى و على الاطلاق و بدون هيچ قيد و شرطى هم نبوده ، و خلاصه اينطور هم نبوده كه هر كس هر كه را كه دوست مىداشته برده خود مىكرده و يا هر كه را كه دلش مىخواسته مىفروخته و يا مىبخشيده ، گر چه در بين قوانينى كه در نظام بردگى اجرا مىشده امور جزاف زيادى به حسب اختلاف آراء و عقايد اقوام و سنن آنها ديده مىشود ، بلكه ريشه و اساس آن مبتنى بر نوعى غلبه و تسلط بوده است ، نظير غلبه در جنگ كه مجوز اين مىشده كه غالب و فاتح نسبت به مغلوب هر كارى كه مىخواهد بكند ، بكشد ، اسير كند ، از او پولى گرفته و رهايش سازد . و نظير غلبه به رياست كه رئيس در حوزه رياستش هر چه مىخواسته مىكرده ، و همچنين نظير غلبه و قهرى كه پدر نسبت به فرزند داشته و پدر را از نظر اينكه فرزند را توليد كرده ولى امر او دانسته و بوى حق مىداده كه نسبت به طفل ضعيف خود هر كارى كه دلش بخواهد بكند حتى او را بفروشد و يا به ديگران ببخشد و يا با فرزندان ديگران تبديلش كند و يا به طور موقت عاريه اش دهد و يا بلاى ديگرى بر سرش آورد .